سلام به همه دوستای عزیز من دیگه نتونستم با این پرشین بلاگ کنار بیام هر چی خواستم اپ کنم نشد ولی خوب تصمیم گرفتم توی بلاگفا با همین آدرس یه وب جدید بسازم و الان هم آپ جدیدم توی اون وبلاگ کردم و دیگه برای همیشه هم اون جا اپ میکنم منتظر حضور شما عزیزان هستم

www.donya-ziba.blogfa.com

 

(ببخشید این از تو وبت برداشتم ولی واقعا این میخواستم بگم )پس زود برگرد توی اون وب جدید منتظرتم   


پيام هاي ديگران () 

نوشته شده توسط هاجر در شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٦ ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | لینک ثابت


 

 

 

عظمت خداوند

تنها بازمانده‌ی یك كشتی شكسته به جزیره ی كوچك خالی از سكنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند كسی نمی آمد.سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت كند و دارا یی های اندكش را در آن نگه دارد.اما روزی كه برای جستجوی غذا بیرون رفته بود'''''''''''''''' به هنگام برگشتن دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به سوی آسمان میرود.متاَسفانه بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فریاد زد: "خدایا تو چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟"صبح روز بعد با بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته '''''''''''''''' از نجات دهندگانش پرسید:"شما ها از كجا فهمیدید من در اینجا هستم؟"آنها جواب دادند:" ما متوجه علایمی كه با دود می دادی شدیم."وقتی اوضاع خراب می شود'''''''''''''''' نا امید شدن آسان است.ولی ما نباید دلمان را ببازیم '''''''''''''''' چون حتی در میان درد و رنج '''''''''''''''' دست خدا در كار زندگی مان است.پس به یاد داشته باش : دفعه ی دیگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد '''''''''''''''' ممكن است دود های برخاسته از آن علایمی باشد كه عظمت و بزرگی خدا را به كمك می خواند.

 

سلام به دوستای عزیز

اره میدونم گفته بودم سال 87 می یام حالا اگه ناراحتید برم همون موقع بیام

باشه نمیرم هر چی شما بگید

راستش به قول داداش حسین هر اومدن رفتنی برای خودش دلیلی داری و زود برگشتن من هم دلیل داره اونم به خاطر یه عزیزه که این جا رو اپ کردم  . و خودش هم میدونی

گلم متن بالا رو حتما خوندی پس نا امید نباش و بدون که شاید اینم از اون علایم باشه که عظمت خدا را به کمک میخواند

پس از این ابجیت اینو  داشته باش البته  من کوچیک تر از اونی هستم که بخوام حرفی بزنم ولی ...

فقط ازت میخوام تلاشت بکنی و نا امیدنشی گلم با کمک اون عزیزان اطرافت و به خوصوص خودت میتونی به خودت کمک کنی  پس سعی نکن ابجی ناراحت کنی

پس قول دادی بهم که دیگه اون حرف ها رو نزنی به من و دیگران اصلا فکرش هم  نکن باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و بدون که خیلی خیلی دوست دارم و برات ارزوی سلامتی و  موفقیت  میکنم البته تنها من که نه

همه دوستام مگه نه بچه ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدی همه قبول کردن همه برات دعا میکنیم گلم

راستی اینم وقتی که برف اومد رفتم توی این سرما برات درستش کردم اینم عشق من به تو عزیز دلم


پيام هاي ديگران () 

نوشته شده توسط هاجر در پنجشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٦ ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ | لینک ثابت


خداحافظ تا سال 87

سلام  به همه دوست هی خوبم

بابت همه لطف هاتون ممنونم این سال من بهترین شب تولد در کنار دوستام داشتم یه تولد فراموش نشدنی و جا داره از دوستای خوبم فرزانه جون و مینا جون و علی عزیز  و حامد جان  و داداش گلاب گلم تشکر کنم

بابت همه چیز دوستای خوبم ممنون امیدوارم بتونم جبران کنم

و از بقیه دوستام هم که لطف کردن بهم واقعا ممنونم و شرمنده که اسم هاتوننمیتونم تک تک بگم  چون میترسم اسم یکی از دوستای گلم از قلم بیفته یا با یک تشکر معمولی نشه جبران زحمت هاشون کرد ولی از همتون ممنونم و همتون دوست دارم

راستش این آخرین اپ من توی این سال  راستش همه چیز بستگی به آینده داره تا آخر این سال که دیگه فکر نکنم بتونمم این جا رو آپ کنم  چون اصلا وقتش ندارم کلی کار دارم شایدم زودتر اپ کرد ولی هفته ای یک بار می یام و حتما به دوستای خوبم سر میزنم از این بابت اصلا ناراحت نباشید

امیدوارم از این آپ اخر توی این سال  خوشتون بیاد

خداحافظ تا سال جدید

 

حیرت خدا  

روزی شخصی خواب عجیبی دید .او دید که در عالم رویا کسی او را میخواند ندا امد درون آی .او که حیران بود پرسید به چه روی؟ باز ندا امد برای انچه که نمیدانی دوباره حیران پرسید مگر برای چو منی زمانی هست؟ ندا آمد تا ابدیت.

 آری خانه . خانه خداوندی بود او که محو تماشا بود پرسید :پروردگارا راستش نمیدانم شما احد یکتا از کدام اعمال بندگانت متحیر می شوید ؟

 خداوند لبخندی زد و فرمود از سه عمل بندگانم  متحیرم اول آنکه تمام کودکی را در ارزوی بزرگ شدن و وقتی که بزرگ می شوند در ارزوی کودکی دوم آنکه تمام دوران زندگی خود را کار میکنند و سلامت خود را به شدت به خطر می اندازند و در پایان کار همه پولی را که از کار خود جمع کردند صرف سلامت از دست رفته ی خود میکنند و سوم انکه به گونه ای زندگی میکنند که گوئی هیچ گاه نمی میرند وقتی مردند به گونه ای می میرند که گوئی هیچ گاه زنده نبودند

راستی ما ادم ها دیگر چه مخلوقاتی هستیم

 

 

 

 


پيام هاي ديگران () 

نوشته شده توسط هاجر در یکشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٦ ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ | لینک ثابت


تولد

فراموش شدگان فراموش کنندگان را یاد دارند

نمی دانم فرا موش شده ام  یا نه؟ ولی مطمئنم فراموش نکردم  هیچ کس رو

ای محبوب مهربانم من بنده توام ولی هیچ وقت برایت بندگی نکردم  همیشه غرق ظلمات،غفلت بودم فریب خورده هوای نفسم آنگونه که شایسته بنده توست نبوده ام 16 بهار عمرم رو در نادانی گذشت چه عاشقانه دوستم داشتی چه ساده گذشتم  معبودم عاشقی رو از تو آموختم معنای دلتنگی رو آنگاه دانستم که دل هوای تو را کرد چه عاشقانه با باران چشمهایم دلتنگی هایم را شستشو دادی چه مهربا نانه دلتنگی هایم را برای عشق تسلا دادی ممنون که در شکست هایم  طاقت بخشیدی خدایا به خاطر همه اشتباهاتم توبه. می پذیری؟

پروردگارا صدایم را بشنو که صادقانه فریاد میزنم دوستت دارم

معبودا تنهایم نگذار حتی در رویاهایم.

سلام به همه دوستای گلم

و از نظراتتون و تمام لطف هاتون کمال تشکر دارم و امیدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول خداوند قرار گرفته باشه و برای ما ها هم دعا کرده باشید و عید سعید فطرم به همه دوستام تبریک میگم البته یکم دیر شده ولی شما به بزرگی خودتتون ببخشید

 

امروز 22 مهر تولدم چقدر زود 16 سال تموم شد بدون این که از این سال ها استفاده مفیدی بکنم امیدوارم از امروز که 17 ساله شدم بتونم بهترین استفاده رو از سال های زندگیم  بکنم راستی این ماه تولد چند تا از دوستای گلم هم بود یکیشون که خیلی دوستش دارم الهام جونم که 8 سال باهمیم البته دو روز از من بزرگتر تولدت مبارک الهام جون امیدوارم به همه ارزوهای قشنگت برسی

و  یکی از دوستای دیگم ( متولد ماه مهر *نیما *) هم هست البته نمیدونم چه روزی ولی بهش تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشی

و یه دوست گله دیگه که از اول با من بوده وهمیشه به من لطف داشته گل های مریم یا همون سلام خودمون

ازت ممنونم گلم و تولدت هم مبارک البته دیر شده ولی به قول خودت تبریک تولد تا 6 ماه تازه هست 

 

و من از این به به بعد دیر به دیر اپ میکنم و اگه دیر بهتون سر زدم شرمنده مواظب خودتون باشید


پيام هاي ديگران () 

نوشته شده توسط هاجر در یکشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٦ ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting